وضعيت حقوقي عقد موقت

اصولاً عقد ازدواج دو نوع است: عقد دايم و موقت.

1- در عقد دايم كه بنيان جامعه براساس آن پايه ريزي شده است، زن و مرد پيمان مي‌بندند و متعهد مي‌شوند كه تا پايان عمر در كنار يكديگر زندگي كنند و درغم و شادي هم شريك، درسلامتي و بيماري يار هم باشند و با امضاي خويش در سند ازدواج اين پيمان را تاييد و تأكيد مي‌كنند. اين عقد به دليل اين‌كه براي طرفين تعهد و تكليف ايجاد مي‌كند و از سوي ديگر اطمينان خاطر براي زن فراهم مي‌كند كه عقد پاياني ندارد و اتمام مدت آن، مرگ زوجين خواهد بود. لذا با طيب خاطر در كنار همسر زندگي مي‌كند و فرزندان حاصل از اين پيوند را پرورش مي‌دهد. اين عقد از جهت حقوق و تكاليف زوجين مانند نفقه و تمكين و اقامتگاه، تابع شرايط مقرر در قانون مدني است.

2- در عقد موقت يا عقد منقطع، زن و مرد براي مدتي پيمان مي‌بندند كه تا ميان آنها رابطه محرميت برقرار شود و اين رابطه دايمي و پايدار نيست بلكه براي مدتي است كه در عقد معلوم مي‌شود.

اركان عقد موقت:

مطابق قانون مدني در عقد موقت دو مساله داراي اهميت زيادي است:

1- ميزان مهر 2- مدت عقد

تعيين مهر

برخلاف عقد دايم كه اگر مهر قبل از عقد و يا در زمان عقد مشخص نشود عقد باطل نمي‌شود بلكه بعد از عقد نيز مي‌توان برحسب مورد، مهريه را تعيين كرد ولي در عقد موقت اگر مهر تعيين نشود عقد باطل است. به اين معنا كه در زمان عقد لزوماً بايد مهر معلوم و ميزان آن مشخص باشد. كم يا زياد آن بستگي به توافق و تراضي طرفين عقد دارد. مهريه بايد مال معيني باشد و ماليت داشته باشد و قابل تملك باشد و متعلق به مردي باشد كه قصد اجراي صيغه عقد را دارد يا اگر مربوط به ديگري است با اجازه وي باشد به‌طوري كه زن بتواند آن را تحت مالكيت خود قرار دهد.

با توجه به اينكه عقد موقت براي مدت معيني است، اگر در مدت زناشويي موقت، زن فوت كند مهر او برعهده شوهر باقي است و ورثه زن مي‌توانند مهر او را از شوهر موقت مطالبه كنند، زيرا آن چه در زمان حيات در مالكيت فرد باشد، بعد از فوت به‌عنوان ارث به وارث يا ورثه او منتقل مي‌شود.

همچنين اگر شوهر قبل از زناشويي تمام مدت را ببخشد، بايد نصف مهر را به زن بدهد به‌عنوان مثال اگر زن و مردي براي مدت شش ماه با يكديگر ازدواج كرده باشند و شوهر قبل از پايان مدت مثلاً يك‌ماه از عقد گذشته بدون زناشويي مابقي مدت را به او ببخشد، بايد نيمي از مهريه را به او تسليم كند. اگر خودداري كند زن مي‌تواند از طريق دادگاه خانواده نسبت به مطالبه آن اقدام نمايد.

تعيين مدت

مطابق قانون، عقد ازدواج وقتي منقطع است كه براي آن مدتي تعيين شده باشد يعني رابطه زناشويي پس از مدت تعيين شده قطع مي‌شود و زن و مرد ديگر به هم محرم نخواهند بود.

مدت عقد و ازدواج موقت بايد حتماً‌معين باشد. اين مدت مي‌تواند يك ساعت، يك روز باشد، يك سال و يا 99 سال، به هر حال مدتي است كه طرفين بر سر آن با يكديگر توافق كرده‌اند. آنها در قبال يكديگر پيمان وفاداري براي مدت معيني بسته و متعهد شده‌اند كه در طي آن مدت رابطه زوجيت (زناشويي) داشته باشند و پس از پايان مدت اين زندگي زناشويي و تعهد نيز خاتمه مي‌يابد و بايد دقت كنيم طولاني بودن مدت نكاح موقت عقد موقت را به عقد دايم تبديل نمي‌كند و همان قانون مربوط به عقد موقت را دارد مثلاً زن حق نفقه ندارد مگر اينكه در عقد شرط كرده باشد و زن و مرد از يكديگر ارث نمي‌برند و... بنابراين توصيه اكيد مي‌شود به الفاظ صيغه نكاح در زمان اجراي عقد كاملاً دقت شود كه اگر كسي قصد ازدواج دائم را دارد صيغه نكاح موقت را جاري نسازند.

ثبت ازدواج موقت

اگر چه مطابق قانون هر ازدواجي بايد در يكي از دفاتر ازدواج ثبت شود ولي قانونگذار تنها ثبت نشدن واقعه ازدواج دايمي را جرم و مردي را كه ازدواج دايم خود را به ثبت نرساند مستوجب مجازات دانسته است و به همين دليل است كه بسياري از ازدواج‌هاي موقت به ثبت نمي‌رسد. عدم ثبت واقعه ازدواج موقت به هر دليلي كه باشد مشكلاتي را به دنبال دارد كه در مرتبه اول دامنگير زن مي‌شود كه نا آگاهانه به آن تن داده است، چنانچه اگر مهر خود را مطالبه كند بدواً لازم است كه اثبات زوجيت كند، به عبارت ساده‌تر بايد ثابت كند كه همسر شرعي مرد است و صيغه توسط كسي ديگر و يا خود مرد جاري شده است و در مواردي كه با انكار شوهر خود مواجه شود با توجه به اين كه نه سند ثبتي در دست است كه ثابت كند عقدي در ميان بوده و نه حتي سند عادي يا تكه‌اي كاغذ كه اين رابطه را ثابت كند و نه شهودي كه شاهد و ناظر رفت و آمد اين زن و شوهر باشند، در قدم اول با مشكلي مواجه مي شود كه حل آن ساده و آسان نيست. علاوه بر آن چنانچه اين رابطه منجربه تولد فرزند يا فرزنداني شود، اثبات اين كه طفل متعلق به اين پدر است. زماني طولاني درپي خواهد داشت و در صورتي كه پدر رابطه ابوت (پدر و فرزندي) را نپذيرد از طريق آزمايشات پزشكي قانوني بايد اقدام شود و چنانچه دسترسي به پدر طفل ممكن نباشد كسي كه در اين رابطه باقي مي‌ماند زني تنها و بي‌پناه با فرزندي بدون شناسنامه و هويت است.

به هر حال مهمترين توصيه به زناني كه قصد ازدواج موقت دارند اين است كه ازدواج خود را ولو براي مدتي كوتاه به ثبت برسانند و يا حتي در نوشته‌اي كوتاه كه ميزان مهريه و مدت عقد مشخص و معلوم و به امضاي هر دو طرف رسيده باشد، درج كنند تا از بروز مشكلات بعدي كه دامنگير خود و فرزندانشان مي‌شود، پيشگيري كنند.

نفقه زن در عقد موقت

در عقد موقت برخلاف عقد دايم، زن حق مطالبه نفقه ندارد مگر اينكه در زمان عقد، با توافق يكديگر اين حق را لحاظ كنند و يا اينكه اصولاً زن به منظور دريافت نفقه، ازدواج موقت كند. بسياري از ازدواج‌هاي موقت با انگيزه خيرخواهانه صورت مي‌گيرد، به اين شكل كه به عنوان مثال زن در شرايط اقتصادي بدي به سر مي‌برد و مردي براي كمك به حال زن نفقه او را به عهده مي‌گيرد، ضمن اين كه او را به عقد خود نيز در مي‌آورد. در اين موارد چنانچه شوهر از پرداخت نفقه خودداري كند، همسر موقت او مي‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضاي خرجي و نفقه نمايد. ولي در صورتي كه چنين شرطي در ضمن عقد قيد نشده و يا طرفين براساس آن تن به ازدواج نداده باشند، زن نمي‌تواند مطالبه نفقه كند، بنابراين زناني كه به قصد تامين هزينه زندگي خويش عقد موقت را مي‌پذيرند بايد حق نفقه را در زمان عقد شرط نمايند و عقد را مشروط به پرداخت نفقه كنند.